سمان انتظامی خانواده آدم ربایی گروگانگیری

سمان: انتظامی خانواده آدم ربایی گروگانگیری فرمانده انتظامی اخبار حوادث

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی می خواهند عارف زدایی کنند

یک مسابقه نفسگیر. یک انتخابات حساس. جهت خیلی ها چیزی شبیه به فوت و زندگی… کم نبودند کسانی که شب انتخابات ریاست جمهوری و پیش از وقت اعلام نتیجه های خوابشان نبر

می خواهند عارف زدایی کنند

می خواهند عارف زدایی کنند

عبارات مهم : انتخابات

یک مسابقه نفسگیر. یک انتخابات حساس. جهت خیلی ها چیزی شبیه به فوت و زندگی… کم نبودند کسانی که شب انتخابات ریاست جمهوری و پیش از وقت اعلام نتیجه های خوابشان نبرد، در دل غوغا داشتند از وحشت نماندن و رفتن روحانی.

می خواهند عارف زدایی کنند

و کم نبودند کسانی که اگر روحانی بر قدرت نمی ماند آنها نیز در کشور عزیزمان ایران نمی ماندند.

با همه این التهاب ها و هیجان ها حسن روحانی پیروز انتخابات ریاست جمهوری شد. آن هم با بیش از 23میلیون رای. تا دیگر نخستین مدیر جمهور تک دوره ای لقب نگیرد(!)

یک مسابقه نفسگیر. یک انتخابات حساس. جهت خیلی ها چیزی شبیه به فوت و زندگی… کم نبودند کسانی که شب انتخابات ریاست جمهوری و پیش از وقت اعلام نتیجه های خوابشان نبر

و به رسم یک سنت در تاریخ انقلاب اسلامی، مدیر دولت یازدهم و از حالا به بعد مدیر دولت دوازدهم بعد از پیروزی در برابر دوربین های تلویزیون قرار داده شد و از خیلی ها تقدیر کرد. خیلی هایی که او جهت پیروزی اش مدیون آنها بود. از مردم تا پرچمدار اصلاحات، از رسانه ها تا شبکه های مجازی و خیلی از شخصیت های سیاسی. ولی در بین همه این اسامی، او یک نام و یک شورا را از قلم انداخت، آن هم تاثیرگذارترین ها را.

«محمدرضا عارف! و شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان و فراکسیون امید مجلس.»

عارف همان کسی است که در سال 92 جهت همراهی و پیروزی ائتلاف اصلاحات و اعتدال کنار کشید تا حسن روحانی پیروز شود. کسی که در سال 96 نیز تحت عنوان مدیر فراکسیون امید و مدیر شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان به آب و آتش زد تا همه، پشتیبان حسن روحانی شوند و کسی غیر از روحانی را حمایت نکنند. ولی با همه این احوال هنگام تقدیر حسن روحانی، اسمی از عارف برده نشد. در کنار عارف ولی حسن روحانی هیچ اشاره ای به شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان و ساختار آن و حمایت همه جانبه اصلاح طلبان نیز نکرد… راستی چرا؟!

می خواهند عارف زدایی کنند

در جست وجوی پاسخ به این پرسش دکتر محمدرضا تاجیک را عالی ترین دانستیم. همان دکترای علوم سیاسی از دانشگاه اسکس انگلستان و مشاور مدیر جمهور اصلاحات و مدیر سابق مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری.

گفتگو با تاجیک این وقت را به ما داد تا به تحلیل انتخابات29 اردیبهشت، نوع رویکردها و آرای دو جناح نیز بپردازیم و البته حال و روز شوراهای شهر به خاص شورای شهر پایتخت کشور عزیزمان ایران در آینده ای نه چندان دور را بدانیم و مهم تر از همه علت فراموشکاری حسن روحانی و عدم اشاره وی به نقش شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان در پیروزی اش را هم بدانیم.

یک مسابقه نفسگیر. یک انتخابات حساس. جهت خیلی ها چیزی شبیه به فوت و زندگی… کم نبودند کسانی که شب انتخابات ریاست جمهوری و پیش از وقت اعلام نتیجه های خوابشان نبر

————————————-

جناب دکتر! علی رغم اینکه نقش کلیدی آقای عارف در سال 92 باعث پیروزی حسن روحانی به عنوان مدیر جمهور شد و در سال 96 نیز عارف به عنوان مدیر شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان و مدیر فراکسیون امید حمایت همه جانبه اش را از حسن روحانی اعلام کرد، ولی شاهد بودیم که حسن روحانی در نطق بعد از انتخاباتی خود از همه افراد حتی آقای لاریجانی تقدیر کرد، به جزمحمدرضا عارف! آیا باید نام نبردن از عارف از سوی حسن روحانی را اشتباهی سهوی بدانیم؟ یا این عنوان علت دیگری بر اختلافاتی است که حسن روحانی و تیم او و حزب اعتدال با عارف به خاص بعد از جریان ریاست مجلس پیدا کرده است؟ ظاهرا روحانی و تیم او همچنان لاریجانی را به عارف ترجیح می دهند.

مردم ما، آقای عارف را به اخلاق، تواضع، فروتنی، به بزرگی و بزرگواری می شناسند، آقای عارف به تجربه نشان داده که در آنجایی که باید از خودش جهت یک حرکت جمعی و منافع جمعی عبور کند، تردید و درنگ نخواهد کرد. تنها وقت و تنها کنشی هم که نیازمند تقدیر و تقدیر نیست، زبان و کنش اخلاقی و متواضعانه هست. این زبان اعتبارش را از خودش می گیرد و اعتبارش را هرگز از تقدیر و پاسخ و تقدیر دیگران نمی گیرد. چنین کنش و زبانی تاریخ ساز و سیاست ساز هست. ما نیازمند چنین کنش هایی هستیم کنش هایی که درون مایه و سویه اخلاقی داشته باشند.

می خواهند عارف زدایی کنند

دوستان و اطرافیان ایشان، از جمله شما چنین سوالی برایتان پیش آمده که آیا روحانی نامی از عارف نبرده است؟ وگرنه شخص عارف اساسا چنین ذهنیت و سوالی برایش پیش نیامده و نخواهد آمد.

همه شاهد بودیم آقای عارف چه به لحاظ یک شخصیت حقیقی و چه به لحاظ یک شخصیت حقوقی، چه به لحاظ اینکه مدیر شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان هست، چه به لحاظ اینکه مدیر بنیاد ایرانیان آشنا می شود و چه به لحاظ اینکه ریاست فراکسیون امید مجلس را برعهده دارد، تمامی استعدادها و امکان های فردی و جمعی خود را مصروف و معطوف گزینش عقلایی، یعنی آقای روحانی کردند تا ایشان رای بیاورد.

ایشان از تمامی امکانات و شرایطش استفاده کرد تا بتواند نوعی تهییج و جنبش و ورود به افکارعمومی را ممکن کند و جامعه را از خمودگی خارج کند. ایشان همچنین تلاش وافری کردند جهت بسیج اصلاح طلبانی که ترجیح داده بودند از متن به حاشیه بروند تا گزینش عقلایی او که حسن روحانی بود رای بیاورد. از همین روی بسیاری که شاهد این تلاش ها بودند انتظار داشتند یک نوع پاسخ اخلاقی از طرف برابر داده شود، ولی به هر علتی این پاسخ داده نشد و طبیعی است این عدم پاسخ موجب نوعی ذهنیت خاص در فضای دوستان و اطرافیان آقای عارف شود.

اما توصیه من این هست؛ همان طور که جناب عارف به هیچ وجه نیازمند چنین تقدیر و تشکری نیستند دوستانی از جمله شما هم مدارا کنید.

فراموش نکنیم دولت کنونی در 4 سال آینده همواره در وقت ها و هنگامه های متعددی به آقای عارف و عقبه اجتماعی و سیاسی ایشان نیاز پیدا می کند و خوب است که این تعامل و فضای دوطرفه به وجود بیاید، تصور من نیز این نیست که یک فاصله جدی میان آقای روحانی و عارف وجود دارد و جناب عارف تلاش می کند که با تمامی فاصله نظری، مدیریتی، گفتمانی و جریانی که ممکن است با جریان اعتدال و آقای روحانی داشته باشد، این فاصله را به حداقل برساند و پلی جهت از میان بردن این فاصله به وجود بیاورد ما هم باید تلاش کنیم تا با همین سیاق دولت کنونی را تقویت کنیم تا ان شاءالله در کارش موفق باشد.

**

آیا می توان پذیرفت که آقای روحانی در آن نطق خود عارف را از یاد بردند؟ و آیا می توان پذیرفت تیم روحانی نیز همان تلاش عارف جهت نزدیکی روحانی و عارف به یکدیگر را انجام می دهد؟

آقای عارف بزرگتر از آن است که کسی او را نبیند یا او را نشنود یا او را از یاد ببرد. به هر حال تلاش هایی است که ایشان را به حاشیه بکشانند یا کاری کنند که او دیده نشود. محرز است که بعضی جناب آقای عارف را زیر سایه پاک کن خود قرار داده اند و نه زیر سایه قلم خود. ولی نقش و نقاشی بزرگ ایشان را هر قدر زیاد پاک کنند و در حاشیه قرار دهند و بیرون از حوض نقاشی بگذارند، او باقی می ماند. او نقشی است که هیچ نقاشی نمی تواند او را بیرون از قاب خود بگذارد، البته این بدان معنا نیست که بعضی شیطنت نمی کند تا هم درجریان فضای اصلاح طلبی و هم در سطح جامعه عارف زدایی داشته باشند و کاری کنند تا با فربه کردن بعضی از پرسشها حاشیه ای، ایشان را از متن خارج کنند.

اما ایشان حرکت اخلاقی، متواضعانه خودشان را انجام می دهند این حرکت به شکلی کارآمد عمل می کند که هیچ حربه ای امکان مصاف با آن را ندارد، آینده جامعه ما از آن کسانی است که به سیاست، به دیده اخلاق نگاه می کنند.

**

این اصرار به عارف زدایی را در چه می بینید؟ علاوه بر کسانی از نزدیکان روحانی و حزب اعتدال عده ای هم در بین خود اشخاص اصلاح طلب بر این عارف زدایی همت گماشته اند و می خواهند نام او را محو کنند؟

اولین دلیلی که در پاسخ به پرسش شما باید بگویم این است که از آقای عارف نمی توان به عنوان یک ابزار استفاده کرد. جهت عارف زیاد از هر چیزی اخلاق و ارزش های اخلاقی مهم است و سیاست در نزد ایشان نوعی توزیع مقتدرانه ارزش های اخلاقی جامعه معنا پیدا می کند، ایشان به سیاست اینگونه نگاه نمی کند که چه کسی می برد ؟ یا چه طور می برد؟ و جهت این بردن به هر چیزی متوسل شده است و هر موضوعی را توجیه کند.

بلکه جهت ایشان مهم است که نشانه سیاست تحقق ارزش ها باشد، اگر بتوانیم ارزش ها را پیاده کنیم یک جامعه بالنده همراه با مدیران دست پاک خواهیم داشت و بالاخره یک جامعه و نظام مشروع داریم. جهت عارف چنین فضایی مهم هست، بنابراین وی هیچ گاه اجازه نمی دهد که دیگران از او ابزاری استفاده کنند جهت همین عده زیادی ترجیح می دهند که با کارتی بازی کنند که بتواند منافع آنها را در هر شرایطی تحت پوشش قرار دهد یا در مواقع لزوم از آن کارت به طور ابزاری استفاده کنند و چون چنین چیزی را در آقای عارف نمی بینند، عارف زدایی را در دستورکار قرار می دهند.

**

در مورد آن 16 میلیون و 23 میلیون ر ای انتخاباتی، تحلیل های متفاوتی مطرح می شود. عده ای می گویند این 16 میلیون آمار بالایی هست، آماری که جهت نخستین بار یک مدیر جمهور مستقر علیه خود می بیند! از سویی علت بخش بزرگی از آن 23 میلیون رای را به خاطر وحشت از رقیب روحانی می دانند و نه به خاطر علاقه به حسن روحانی. عده ای هم 16میلیون رای رئیسی را با مجموع 16میلیون رای اصولگرایان در سال 92، مقایسه می کنند و این رای ثابت را، به معنای ثابت بودن آرای اصولگرایان در ادوار متفاوت و به معنای حداکثر ظرفیت این جناح می دانند. شما آرای 23میلیونی و 16میلیونی در دو جناح را چگونه ارزیابی می کنید؟ این دو میزان رای چه نشانه هایی جهت هر دو جریان دارد؟

اتفاقی که افتاده این هست، دو کمپ شکل گرفته؛ این دو کمپ، تجمیع هویت های سیاسی و اجتماعی متفاوت هستند. نه کمپ اصولگرایان متشکل از یک نوع هویت، جریان سیاسی، ایدئولوژی، مرام و گفتمانی یگانه است نه کمپ اصلاح طلبان و اعتدالگرایان. به بیان دیگر در این مصاف دو طیف گسترده ای که در درون خودشان هفتاد و دو ملت را داشته اند در برابر یکدیگر صف کشیده اند، مردم با انگیزه ها و انگیخته های گوناگون وارد این مصاف و بازی انتخاباتی شدند. بنابراین نمی توان فرض کرد که ما با یک جریان یگانه مواجهیم که می توانیم رفتارشان را براساس فرم ها، علل، عوامل و انگیزه های مشخص تحلیل کنیم. این انگیزه ها از انگیزه های ایدئولوژیک است تا انگیزه های کاملا مادی معطوف به زندگی روزمره. از انگیزه های آرمانی و هدفمندی که وجود دارد تا انگیزه هایی که کاملا ملموس و انضمامی است و به منفعت شخص برمی گردد.

از انگیزه هایی که به علت نفی رقیب بوده تا انگیزه هایی که تایید کاندیدای مطلوب بوده هست، از انگیزه هایی که یک فضای هراس را در درون خودش متجلی کرده تا انگیزه ها و انگیخته هایی که یک نوع امید به آینده بهتر را در خودش دارد. از انگیزه های ایجابی تا انگیزه های سلبی. اینکه مردم کشور عزیزمان ایران در کجای این طیف قرار گرفته و با چه انگیزه و انگیخته ای وارد این طیف شده است اند کاملا با یکدیگر متفاوت است.

اما در یک تحلیل مشخص باید گفت معمولا رای ثابت جریان اصولگرایی حدود 5 تا 6 میلیون رای است که یک رویه ثابتی دارد. این 6 میلیون زیاد با انگیزه ها و انگیخته های خاص گفتمانی، وارد عرصه می شوند و طیف برابر هم تقریبا دو برابر این پایگاه اجتماعی و سیاسی کشور را داراست. ولی بقیه آرا به کسانی برمی گردد که در آستانه انتخابات ما از آنها به عنوان قشر خاکستری نام می بریم به غیراز آرای خاکستری، قشرها و دهک های پایینی هم هستند که حضورشان در یک عرصه سیاسی ارتباط تنگاتنگی به واکنش‌ها جریانی که می خواهد قدرت را در دست بگیرد، دارد، اینکه این جریان چقدر می تواند در گشایش زندگی روزانه این قشر نقش داشته باشد، بسیار جهت این دهک ها اهمیت دارد.

در انتخابات امسال دو جناح تلاش کردند دهک های پایین را به سود خود جذب کنند و تلاش کنند این فضا و این قشر را به حرکت درآورند، حرکتی که بتواند در بازی آنها قراربگیرد.

با این حال باید این را گفت که میزان رای رقیب حسن روحانی جدی است و این نشان می دهد که در این 16 میلیون رای، اصولگرایان هم رای ثابت جناح و حزب خود را دارند و هم رای بسیاری از اقشار تهیدست و دهک های پایین را جمع کرده اند. رای اقشار حاشیه نشین شهرها را می شود در این 16میلیون احساس کرد، به نظر من این رای، رای خیلی جدی است و حسن روحانی نیز باید خیلی جدی به آن نگاه کند. مدیر جمهور مطمئنا مدیر جمهور آن 16 میلیون نیز است و باید حتما تمهیداتی در مورد آن اندیشیده شود. باید به این بخش از جامعه ورود بیشتری از سوی دولت دوازدهم شده است و به تقاضای این 16 میلیون پاسخ جدی داده شود. به خصوص بخشی که مربوط به قشر تهیدستان است.

**

چرا اصلاح طلبان هیچ وقت نتوانستند اقشار کم درآمد و مربوط به دهک های پایین را به سمت خودشان جذب کنند، مطمئنا این ایرادی نیست که منحصر به سال 96 باشد، فکر می کنم اصلاحات هر لحظه این مسئله را داشته است؟

بله! این نقدی است که به جریان اصلاح طلبی وارد هست. جریان اصلاح طلبی از یک طرف یک جریان عمدتا نخبه گرا بوده هست. از طرف دیگر این جریان و قشر روشنفکر این جریان، در ورطه پوپولیسم گریزی افتاده است و از پوپولیسم دیوی ساخته که نباید به ساحت اصلاح طلبی نزدیک شود وگرنه بال و پر این جریان می سوزد. زبان اصلاحات به علت همین فاصله ای که با آموزه ها و آموخته های پوپولیستی پیدا کرده، زیاد نخبه گرا شده است است.

بیان و زبانی است که عده ای خاص می فهمیدند. بیان و زبانی که زیاد طبقات میانگین و بالای جامعه را جذب کرده است تا طبقات پایین جامعه را. (البته طبقات پایین جامعه هم حرف های پوپولیستی را درک می کنند) از همین روست که زیاد حرکات و استراتژی های انتخاباتی اصلاح طلبان نیز در مراکز شهرها ساماندهی می شود. اصلاحات در مراکز شهرها به خاص شهرهای بزرگ است که شرکت رای خودش و عقبه اجتماعی اش را جست وجو می کند و کمتر در روستاها و شهرهای کوچک چتر گفتمانی خویش را پهن می کند.

برخلاف گروه برابر (اصولگرایان) که چون می داند در مراکز و شهرهای بزرگ چندان اقبال اجتماعی ندارد، استراتژی تسخیر مرکز از طریق تسخیر اطراف را شروع کرده هست. علی رغم اصلاح طلبان که تسخیر مراکز را در مرحله نخست خود قرار داده اند و طبیعتا این نقطه ضعف ما اصلاح طلبان محسوب می شود، اینکه ما به آسانی تکایا و مساجد را از دست می دهیم نقطه ضعف ماست. نهادهای مردمی که می توانند با توده های مردم رابطه وسیع برقرار کنند را به آسانی از دست داده ایم و این اصلا خوب نیست باید تلاش کنیم این نقطه ضعف مان را مرتفع و تلاش کنیم که جهت دوره های آتی زبان و بیانی روان داشته باشیم تا بتوانیم با توده های مردم هم رابطه برقرار کنیم.

**

شواهد نشان می دهد هر لحظه بعد از 8 سال، چرخش قدرت در کشور روی می دهد، اکنون چه باید کرد که بعد از 8 سال دولت روحانی، دوباره میدان به دست اصولگرایان نیفتد؟ محتمل است با توجه به اینکه در این 4 سال انتقادات زیادی به روحانی می شد و هر لحظه بعد از 8 سال انتقادات بیشتری به روسای جمهور و قاعدتا به حسن روحانی وارد خواهد شد، باز هم رویگردانی مردم از اصلاحات و شیوه تحریم انتخابات از سوی بعضی را داشته باشیم، نکاتی که جهت روی کار آمدن یک مدیر جمهور اصولگرا که هر لحظه از آرای ثابتی برخورداراست کافی است.

به چند توصیه باید توجه کنیم. ما باید یک برنامه استراتژیک داشته باشیم. در وهله اول باید هم تلاش کنیم، هم همراهی کنیم و هم دعا کنیم که دولت روحانی موفق شود. ما یک سرمایه انسانی و اجتماعی 24 میلیونی را به دولت کنونی دادیم. باید تلاش کنیم طی این 4 سال اگر دولت این سرمایه را با ارزش افزوده و سودش به ما بعد نمی دهد، اصل آن را به ما بعد بدهد تا با ریزش روبه رو نشویم.

**

یعنی همان آرای خاکستری و تحریم کننده های انتخابات که این بار رای دادند.

باید تلاش کنیم دولت به این 24 میلیون لطمه نزند و در این 24 میلیون ریزش نداشته باشیم. ما انتظار سود و ارزش افزوده نداریم، ولی انتظار داریم، کارکرد دولت به گونه ای باشد که به اصل این سرمایه گرانسنگ 24 میلیونی لطمه جدی وارد نکند. بعد لاجرم در نخستین گام باید تلاش کنیم که دولت موفق شود.

در دومین گام، باید جریان اصلاح طلبی فاصله انتقادی خودش را حفظ بکند، به حریم و حرمت خودش توجه کند. من به لحاظ نقطه نظر استراتژیک این را می گویم که جریان اصلاح طلبی فربه تر از دولت کنونی هست. ما نباید خودمان را به دولت تقلیل بدهیم و تمامی تخم مرغ هایمان را در سبد دولت بگذاریم، جریان اصلاح طلبی یک جریان اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و تاریخی ماست و به هر حال نمی تواند صرفا در ماکرو پلتیک و در سطح کلان خلاصه شود.

ما باید آن را در جایی بیرون از دولت بجوییم و تلاش داشته باشیم آن حیات توفنده و بالنده اصلاحات حرکت های خودش را ادامه بدهد تا کامیابی ها و ناکامی های دولت ضربه مهلکی به اصل جریان اصلاح طلب وارد نکند، بعد کاملا اعتقاد دارم باید در آنجایی که فاصله گفتمانی داریم و در آنجایی که جریان اصلاح طلبی یک فضای فراگیرتر و فراخ تر و وسیع تر از جریان دولت پیدا می کند، سرمایه گذاری و تلاش هایمان را شکوفاتر کنیم تا بتوانیم با اقشار متفاوت مردم رابطه جدی برقرار کنیم، بنابراین این هم حرکت دیگری است که باید انجام داد تا بتوانیم در چهار سال بعد از روحانی نیز فضای مردمی را به نفع خودمانداشته باشیم.

نکته بعدی آنکه باید از همین حالا برنامه ریزی کنیم تا بتوانیم وارد عقبه اجتماعی رقیب شویم و در آنجا که ضعف و خلا داشته ایم (جذب دهک های پایینی که در پرسش قبلی به آن پاسخ دادم) حرکت ساماندهی شده است ای را انجام دهیم.

ما باید حرکتمان در چند سال آتی را دقیقا از همان جایی شروع کنیم که خلا، فقدان و ضعف داریم. آنجایی که نقطه قوه ماست، نقطه قوت هست. باید نقطه ضعف ها را بجوییم.

ما باید در جایی کشت کنیم که زمین های بایر و فضای شوره زار ما به لحاظ اجتماعی محسوب می شود. باید تلاش کرده تا آنجا را آباد کنیم و به تقاضاهای آنجا و قشر تهیدست پاسخ دهیم تا بتوانیم عقبه های اجتماعی رقیب را هم از آن خود کنیم. در این صورت است که ما می توانیم بعد از روحانی 8 سال خود را امتداد دهیم، ولی اگر در 4سال آینده، این تمهیداتی که گفتم را انجام ندهیم. طبیعتا باید انتظار عوض کردن و چرخش قدرت به سود رقیب را داشته باشیم.

**

حسن روحانی در سال 96، وعده ای داد که خیلی ها آن را وعده وحشتناکی توصیف می کنند، چون تحقق آن دور از دسترس به نظر می آید. اینکه «او همه تحریم های کشور عزیزمان ایران را در این 4 سال برمی دارد.» و عدم تحقق این وعده به زیان اصلاحات و اعتدال تمام خواهد شد.

بله! البته حسن روحانی این سخن خود را به ولی و اگرها مشروط کرد و اینکه باید ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار باشند تا این اتفاق بیفتد. تحقق این وعده مستلزم ایجاد تمهیدات و مقدمات، زمینه ها و ملزومات بسیار سنگین و سخت است و یک اراده حاکمیتی و اراده تمام کنشگران فردی موثر در جامعه و تمام نهادهای قدرت را می طلبد.

نخست باید فضای روانی، ذهنی و ایدئولوژیک جامعه فراهم شود تا آن حرکت ها انجام شود بدون این موضوع، هر حرکتی در این زمینه عقیم باقی می ماند.

بنابراین فعلا من این سنگ (رفع همه تحریم ها) را سنگی جهت پرتاب نکردن می دانم و خیلی بعید است که امکان برداشتن و پرتاب کردن این سنگ سنگین میسر باشد، ولی باید دید که دولت فعلی چگونه از عهده این عنوان برمی آید.

**

فکر نمی کنید وعده برطرف همه تحریم ها، از سوی روحانی بلای جان اصلاح طلبان در چهار سال بعد شود، به خصوص اینکه همین برطرف تحریم های هسته ای هم نیمه کاره مانده هست، ولی چون در 4 ساله اول، قرار دولت بر برطرف تحریم های هسته ای بود بعضی ناکامی ها قابل توجیه شد! حال چگونه می توان عدم موفقیت کسی که به صراحت می گوید همه تحریم های کشور عزیزمان ایران را برمی دارد را توجیه کرد؟

می گویند روایت مسابقه های انتخاباتی از شروع تا وقت رای گیری یک روایت است و از پیروزی به بعد روایتی دیگر. در روایت اول که ما قبل پیروزی هست. مصاف و جنگ، جنگ و مصاف کلام، شعار و وعده هاست. اینکه چه کسی در این مصاف پیروز می شود حائز اهمیت هست. شمشیرها، شمشیرهای کلامی و شعار هست، ولی در فردای بعد از انتخابات این جنگ کلام، جای خودش را به جنگ شمشیرهای برکشیده از نیام، جنگ کنش ها، جنگ تصمیم ها و جنگ تدبیرها می دهد. بعد از انتخابات این مهم است که در شرایط انضمامی چه می توانیم بکنیم و چه فضایی را می سازیم و چگونه پیش می رویم.

این دو فضای مجزای قبل و بعد انتخابات دو نوع مصاف را می طلبد، بنابراین هر قدر جنگ کلام و شعار توفنده تر و جالب تر باشد زیاد هم می شود روی افکارعمومی تاثیر گذاشت، ولی بعد از آن مرحله، یعنی در مرحله دوم و پساانتخابات کار متفاوت هست. آقای روحانی نیز در فضای قبل از رای گیری نیاز دیده تا از چنین حربه ای استفاده کند و چه حربه ای گیراتر و جالب تر از اینکه از برطرف تمامی تحریم ها سخن بگوییم، موضوعی که می تواند خیلی کارآمد باشد کما اینکه در 4سال پیش هم موثر شد. ولی آیا همانطور که راحت می توانیم از این حربه جهت قبل از انتخابات استفاده کنیم در فردای انتخابات هم می توانیم؟

من بعید و سخت می دانم.

به هر حال سیاست، علم ممکنات است و علمی است که غیرممکنات را ممکن می کند و ممکن است تصمیمی راجع به آن اندیشیده شود. اینکه آیا بشود از عهده این وعده برآمد، را نفی نمی کنم، ولی با شرایط انضمامی که از جامعه ام فهم و درک می کنم، آن عنوان را امر بسیار ثقیل و دشواری می دانم و فقط امیدوارم ان شاءالله حسن روحانی از عهده این کار بربیاید.

**

حسن روحانی راجع به بعضی وعده ها و توقعات مردمی از حسن روحانی (مثل برطرف بعضی پرسشها سال 88) گفت که حل بعضی از پرسشها به میزان آرای او بستگی دارد و اینکه وی هر چقدر با رای بیشتری مدیر جمهور شود توان بیشتری جهت انجام آن امور و برطرف آن پرسشها دارد. آیا شما این گفته را قبول دارید؟ یا معتقدید که مدیر جمهور، مدیر جمهور است چه 51 درصد آرا را داشته باشد، چه 90درصد؟ و بایستی در چارچوب ریاست جمهوری بتواند کارهایی انجام دهد؟! و آیا میزان 57درصد آرایی که حسن روحانی در سال96 کسب کرده است را می توان رای خوب و کافی جهت او و تحقق وعده هایی که می گفت آنها را انجام خواهد داد، باشد؟

ببینید! بیش از آنکه این صحبت راجع به میزان آرا را ناظر بر کارآمدی دولت آینده بدانم ناظر بر تسابق گفتمانی و کلامی می دانم که در آن شرایط حسن روحانی به آن نیاز داشت. ایشان واقف و آگاه بود که باید بیشترین تلاشش را بکند تا زیبای خفته را بیدار کند و قشر خاکستری را به حرکت در بیاورد و آنها را تهییج و جنبش کند تا وارد صحنه شوند و می دانست که هر قدر بتواند این صحنه اجتماعی را زیاد تهییج کند، امکان پیروزی اش در همکاری مردمی زیاد خواهد بود. به هر حال او می دانست که امکان پیروزی ایشان در همکاری حداکثری مردم نهفته هست، بنابراین از تمامی تکنیک ها و تاکتیک ها که می توانست این مهم را محقق کند، بهره برد.

اما آیا رای زیاد می تواند دولت را کارآمد کند؟ بی تردید دولت با یک اعتبار مردمی وسیع تر می تواند فضای بیشتری جهت کنشگری یک دولت فراهم کند، ولی همانطور که شما هم در سوالتان به آن اشاره کردید، مدیر جمهور با 50 درصد به علاوه یک رای هم مدیر جمهور است و به لحاظ قانونی، دارای یکسری چارچوب اختیارات است و قواعد و قوانینی وجود دارد که اختیارات ایشان را مشخص کرده هست. حال چه با 50 درصد رای، چه با 60 درصد رای، چه با 90 درصد رای.

در چارچوب قانون و اختیارات مدیر جمهور از او انتظاراتی می رود و او هم باید در چارچوب وظایف قانونی و اختیارات انتظارات مردم را پاسخ دهد.

**

بیاییم راجع به رقبای حسن روحانی در انتخابات صحبت کنیم، کنار کشیدن آقای قالیباف آیا واقعا به سود رئیسی بود؟ یا به زیان جریان اصولگرا تمام شد؟ خیلی ها می گویند اگر هر دو نامزد اصولگرا باقی مانده بودند انتخابات به دور دوم می کشید، چون قالیباف دارای ظرفیت رایی بود که لزوما به سمت رئیسی نمی رفت و با انصراف قالیباف بخشی از آن آرا به سبد روحانی ریخته می شد؟ آیا چنین مباحث و تحلیل هایی را باور دارید؟

برخلاف بعضی از دوستان ما که حرکت آقای قالیباف را یک حرکت شخصی تلقی می کنند مفروض من این است که در بعد و پشت این حرکت یک خردجمعی وجود داشت و یک نوع عوض کردن استراتژی یا عوض کردن در استراتژی صورت گرفت. به نظر می رسد که عقلا و تصمیم سازان اصولگرایی بر اساس یک تحلیل و تخمین نه چندان انضمامی و درست از جامعه، در مقطعی به این نتیجه رسیدند که آنها می توانند در همان مرحله اول پیروز انتخابات باشند و قادر خواهند بود بازی را در همان وقت قانونی، تمام کنند، بنابراین نیاز به وقت اضافه ندارند.

در حالیکه استراتژی نخست این جریان آن بود که بازی را به وقت اضافه بکشند، بنابراین این جریان ابتدا تلاش داشت نیروهایی که می توانند در این فضا آرای روحانی را به خطر بیندازند وارد صحنه شوند و بازی را به مرحله دوم بکشانند، ولی در مرحله ای، این جناح به این نتیجه رسید که می تواند در همان مرحله اول، بازی را به نفع خودش تمام کند. در این وقت بود که آنها تجمیع کاندیدا انجام دادند و درخواست کردند تا کاندیداهای دیگری که رای نامزد مهم را می شکنند کنار بکشند. اقدام قالیباف تنها می تواند بر اساس چنین تحلیلی صورت گرفته باشد. اینکه اصولگرایان به این نتیجه رسیدند که می توانند در همان مرحله نخست به پیروزی برسند.

برای همین از استراتژی اول گذر کردند و به دنبال اجرای استراتژی دوم، یعنی پیروزی در همان دور اول افتادند، ولی چون آن تخمین و آن تحلیل غلط بود، این استراتژی نیز به گِل نشست و غلط از آب درآمد. بار دیگر اصولگرایی فریب خودش را خورد و اسیر تحلیل ها و تخمین های اشتباه شد و واژگونی خودش را به ارمغان آورد، اصولگرایان اسیر توهمات، آرزوها و رویاها شدند و واقعیات جامعه را آنگونه که هست، ندیدند. اصولگرایی به وسیله خودش شکست خورد و نتوانست هدفی که به دنبال آن بود را تحقق بخشد. اگرچه اعتقاد دارم بعضی از طرفداران آقای قالیباف بعد از کناره گیری قالیباف، ره دیگری رفتند و آن تصوری که جریان اصولگرا از ریخته شدن همه آرای قالیباف به سبد رئیسی داشت درست از آب در نیامد.

**

در کنار آقای قالیباف، بحث آقای رئیسی نیز مطرح هست، آیا رئیسی بیشترین ظرفیت اصولگرایی بود؟ و آیا جریان اصولگرا عالی ترین خود را در این انتخابات سوزاند؟ یا اینکه بعضی می گویند اساسا نشانه اصولگرایی از آوردن رئیسی به پای این انتخابات آن بود تا رئیسی بسوزد را قبول دارید؟

تصور من این نیست که نشانه مهم آن بود تا کسی مثل رئیسی بسوزد. اگرچه این تحلیل را شنیدم، ولی بر این باور نیستم که اصولگرایان ایشان را وارد بازی کردند تا اساسا او را از بازی خارج کنند. چنین اعتقادی ندارم. به نظر من جریان آقای رئیسی با یک سناریوی خاص گفتمانی و سیاسی کارش را شروع کرد تا بتواند از یک موضع فراگیر متعادل معطوف به تمامی جناح ها حرکت خودش را ساماندهی کند، ولی هنگامی که در این بازی قرار گرفت، روند اداره آن از دست تیم او و خودش خارج شد و این جریان بازی بود که نحوه بازی را به ایشان دیکته می کرد، اینجا بود که خطای استراتژیک ایشان و تیم او، خودش را نشان داد ایشان به اقتضای جریان بازی بود که بازی خودش را ساماندهی کرد و نتوانست بازی خودش را به کلیت جریانی که در آن قرار گرفته بود، تحمیل کند. از این بعد رود خروشان بازی، او را با خودش می برد و جهت همین چندین خطای جدی استراتژیک در فضای سیاسی انتخابات داشت و نتوانست آنگونه که باید و شاید از این تلاطم و موج های سهمگین، خویش را مصون نگه دارد. او اسیر این گرداب ها شد و این گرداب ها لطمه جدی به رئیسی زد. جهت همین باید بگویم تیم آقای رئیسی نه به لحاظ گفتمانی و نه به لحاظ ساماندهی و نه به لحاظ ستادی و کار صف نتوانست ایشان را هدایت کند و این تیم طبیعتا با گذاشتن برگ های نامناسب در شرایط نامناسب روی میز رئیسی، زیاد موجب ریزش آرای ایشان شد تا تقویت.

**

به صورت مصداقی می توانید به بزرگ ترین اشتباهات استراتژیک آقای رئیسی اشاره کنید؟

آن چیزی که ایشان تلاش کرد به لحاظ گفتمانی نشان دهد با آن چیزی که عمل کرده بود و با آن عقبه ای که پشت خودش ساماندهی کرد و نیروهایی که در ستادش جای داده بود، طبیعتا متفاوت و دوگانه بود.

از سویی استفاده از بعضی اشخاص فرهنگی و هنری هم به ایشان زیاد لطمه زد. ممکن است استفاده از آن صورت هنری در یک مقطع خاص به ظاهر، چند رای جهت او کم یا زیاد کند، ولی این عنوان یک خطای بزرگ و یک ضربه مهلک حیثیتی به او زد، تا رقیب او، در این بستر به خوبی کشت کند. بستر را خود رئیسی جهت رقیب فراهم کرد.

خطای استراتژیک دیگر رئیسی آن بود که او آستر و روکش گفتمانی اش بسیار ماتریالیستی بود و صرفا در اقشار خاصی خلاصه شد و دو انگاری های متضادی ایجاد کرد. آن هم دو انگاری های کلیشه ای مرسوم که خیلی نمی توانست کارآیی داشته باشد.

**

در مدت انتخابات، آقای احمدی نژاد به شدت و به طور متعدد بر این عنوان تاکید داشت که هرگز از کاندیدایی حمایت نمی کند و اینکه در تیم آقای رئیسی وزرای سابق او جای گرفته اند به وی ارتباطی ندارند، به نظرتان آیا شکست رئیسی را باید یک پیروزی جهت احمدی نژاد توصیف کرد؟ اینکه جریان اصولگرا در نبود احمدی نژاد ناکام ماند یعنی همان چیزی که احمدی نژاد می خواست؟

مواضع نظری، اعلامی و تبلیغی آقای احمدی نژاد را لزوما منطبق بر مواضع اجرایی ایشان نمی بینیم چون بالاخره ما دیدیم که تیم ایشان در پشت سر آقای رئیسی بودند و تلاش کردند فضای ایشان را تداعی کنند، ولی بالاخره به عنوان مواضع اعلامی احمدی نژاد، او نسبت به این فضا بی طرف بود و حداقل حمایت گرایانه وارد این فضا نشد. ولی در بعد و پشت این حرکت نیز نوعی از سیاست نهفته بود. اینکه هم کاری بکنند تا جریان آقای رئیسی از مواهب جریان آقای احمدی نژاد بهره ببرد و هم از معایبش گریزان باشد یعنی هم فایده های احمدی نژادی بودن را داشته باشد و هم زیان های آن را نداشته باشد، نوش را داشته باشد و نیش را نداشته باشد. جهت همین چنین مسئله ای القا شد تا هم تیم احمدی نژاد حمایت و تلاش خودش را جهت پیروزی رئیسی انجام دهد و هم اگر آفتی است آن آفت به نام رئیسی نوشته نشود.

**

سرنوشت آقای رئیسی از این بعد چه خواهد شد؟ آیا او از عرصه سیاست جهت هر لحظه کنار خواهد رفت؟

به نظر من این شروع بازی آقای رئیسی است و بالاخره این موجی که ایجاد شده، تلاش خواهد کرد در آینده فراخ و فراخ تر و بلندپروازانه تر شود و بتواند این موج را توفانی تر اطراف آقای رئیسی سامان بدهد و بازگشت موفقیت آمیزی را در 4سال بعد داشته باشد.

**

آقای شریعتمداری گفته بودند که رای واقعی آقای رئیسی دو برابر رایی است که در انتخابات96 کسب کرده است؟

البته این را یک توهم می دانم که بگویم آقای رئیسی دو برابر این 16 میلیون رای دارد و آن را نه یک تحلیل بلکه یک توهم ناشی از آرزو می دانم، با این ولی و اگرها بازی کردن که اگر فلان اتفاقی می افتاد، رئیسی پیروز بود را درست نمی دانم، اگرچنین اتفاقی ممکن بود، تمهیدی هم اندیشیده می شد تا پیروزی رئیسی رقم بخورد. حال آنکه چنین ضربه ای به اصولگرایان وارد آمده. اگر راست می گویند در آینده با تمهیداتی آن دو برابر شدن آرا را فراهم کنند و در 4سال آینده، کاری کنند که چنین اتفاقی بیفتد. ولی بعید می دانم چنین فرضی در بین اصولگرایان باشد و آنها در این 4سال اقداماتی انجام دهند که آرایشان به دو برابر برسد. توصیه من هم به آنها این است «به جای آنکه به فرافکنی دست بزنید و آسمان و ریسمان ببافید که شکست خود را توجیه کنید، تلاش کنید تا از این فرودها مقدمه ای جهت فراز بسازید، در غیر این صورت اگر در چنبره این چنین توهماتی گرفتار بیایید این شکست استمرار خواهد داشت.»

**

گفتید شروع بازی رئیسی هست. بعد آخر بازی قالیباف هم هست؟

به نظر من آقای قالیباف بی تردید به عنوان یک کنشگر موثر عرصه سیاست آینده باقی خواهد ماند، از یک نقطه نظر عقلایی بعید می دانم که ضرورتا و لزوما او وارد عرصه مسابقه ریاست جمهوری شود، ولی اینکه آیا ممکن است شرایط به گونه ای فراهم شود که او بتواند به صورت یک آلترناتیو جدی در عرصه ریاست جمهوری نقش داشته باشد، بسته به این است که شرایط آینده سیاسی و اجتماعی ما چگونه رقم می خورد؟ کارکرد دولت فعلی چگونه خواهد بود؟ و در 4 سال آینده استراتژی گروه برابر چه خواهد بود؟ و نقش آقای قالیباف در تمامی سناریوهای آتی اصولگرایان چه می تواند باشد؟ ولی در شرایط کنونی احساس می کنم، اگرچه ممکن است ایشان در عرصه های دیگر به نقش آفرینی سیاسی به صورت توفنده ادامه دهد، ولی بعید می دانم او دوباره بخواهد شانس خودش را در این عرصه امتحان کند.

**

اصلاح طلبان در شوراهای شهر بسیار موفق بودند، در پایتخت کشور عزیزمان ایران نیز علی رغم انتقادهای بسیاری که به نحوه چینش اعضای لیست اصلاح طلبان وارد آمد، تمامی 21 نفر لیست اصلاح طلب وارد شورا شدند و اکنون بحث شهردار آینده تهران، یکی از بحث های داغ شورای شهر است و یکی از اسامی جهت شهردار نیز محسن ها شمی رفسنجانی هست، کسی که با یک میلیون و هفتصد هزار رای به عنوان نفر نخست شورای شهر به شورا رفت. آیا به نظرتان در چنین برهه ای شهرداری، محسن ها شمی رفسنجانی را که پیش از این هم از کاندیداهای شهرداری بوده، به صلاح می دانید؟

اکنون نمی خواهم راجع به آنچه در پشت پرده شورای شهر و تهیه لیست اصلاح طلبان شورای شهر اتفاق افتاد صحبتی کنم، تا جایی که این کارها لطمه جدی به حیثیت جریان اصلاح طلبی وارد نکند، ترجیح می دهم سکوت کنم. ولی اگر بر این فرض و تحلیل برسم که چنین حرکت هایی به جریان اصلاح طلبی ضربه می زند، قطعا از این پرهیز نخواهم داشت تا راجع به کسانی که منافع فردی و گروهی ارزش را بر منافع و مصلحت جمعی ترجیح می دهند سخن بگویم. طبیعتا جهت نخستین بار ارائه چنین لیستی از اصلاح طلبان باعث شد تا نوعی شقاق ایجاد شود و ما با لیست های موازی از جریان اصلاح طلبی روبه رو شویم. می شد تمهیدی اندیشیده شود و تدبیری به کار برد که چنین اتفاقی نیفتد و فکر می کنم این لیست بعد لرزه ها و آثار و تبعات خاص خودش را در آینده و در کلیت جریان اصلاح طلب خواهد داشت که امیدواریم با تدبیر بزرگان اصلاح طلبی از چنین شکافی در جریان چپ جلوگیری کنیم.

اما به هر حال لیست شورای سیاستگذاری به طور صددرصد و کامل رای آورده است.

به نظر می رسد عقل سیاسی به ما حکم می کند تا دوستانی که در لیست قرار دارند و وارد شورا شدند جهت تصاحب شهرداری از لیست خارج نشوند و روزنه ای جهت ورود دیگران به شورای شهر ایجاد نکنند. اجازه دهیم تا اگر می خواهیم کارکرد داشته باشیم، در فضای درون شورای شهر حرکت خود را ساماندهی کنیم و بگذاریم گزینه ای خارج از آن لیست 21 نفره وقت این را پیدا کند تا به عنوان شهردار پایتخت کشور عزیزمان ایران گزینش شود.

تقاضایم این است دوستانی که به صورت کلی در طیف وسیع جریان اصلاح طلبی مطرح می شوند، از جریان اصلاح طلبی و حرکاتی که انجام می دهند به صورت ابزاری استفاده نکنند و به نام اصلاح طلبان به کام خودشان عمل نکنند، بلکه تمام تلاششان آن باشد یک شورای شهر تخصصی کارآمد و پاکدست به وجود بیاورند و نیازهای معطوف به کلانشهری مثل پایتخت کشور عزیزمان ایران را برآورده سازند. امید دارم شهردار معقول و مقبولی در آینده داشته باشیم که بتواند کارشناسانه این وظیفه خطیر را به عهده بگیرد، چون کارآمدی جریان اصلاح طلبی و لیست امید در شورای شهر می تواند مقدمات حرکات آتی ما را در مجلس شورای یازدهم و ریاست جمهوری سیزدهم فراهم کند.

اگر کارکرد خوبی به عنوان جریان اصلاح طلبی که مردم یکبار دیگر به آنها اعتماد کرده اند داشته باشیم و اگر بتوانیم قشنگ و موفق عمل کنیم راه خود را جهت تسابق های آتی که در پیش داریم نیز هموار کردیم و می توانیم به نتیجه های مسابقه های آینده امیدوار باشیم، ولی اگر نتوانیم چنین کارکردی داشته باشیم، بازی های آینده را به آسانی از دست خواهیم داد. من تمام دوستان را دعوت می کنم تا با تواضع و خویشتنداری در راه تشکیلاتی خود تلاش کنند تا مصلحت جریان اصلاح طلبی و پاسداری از اعتماد مردم را در اولویت هر نوع حرکت و هر نوع کنش و تصویر العمل خودشان قرار بدهند و آن چیزی که زیبنده جریان اصلاح طلبی و کنش آگاهانه و حماسه سازی مردم کشور عزیزمان ایران زمین هست، محقق شود.

**

پیروزی تمام و کمال لیست اصلاح طلبان در مشهد نیز جای پرسش فراوان دارد، مشهد از معدود جاهایی بود که دو سال پیش در انتخابات مجلس، تمام اصولگرایان تندرو از آنجا به مجلس دهم راه یافته اند و سال ها هم شورای شهر مشهد در اختیار جبهه پایداری بوده هست، حال چه شد که لیست اصلاح طلبان شورای شهر رای آورد؟ آیا در این دو سال گرایش فکری مردم مشهد به یکباره عوض کردن کرد؟ یا صرفا چون کسانی که تحریم کنندگان رای در مشهد بودند و اینبار پای صندوق حاضر شدند باعث چنین تغییری در مشهد شده است اند؟

این صدا هر لحظه در مشهد وجود داشت، ولی شنیده نمی شد، این گزینش مردمی همواره بوده است ولی دیده نمی شد، معمولا آن کسانی که صدای بلندتری دارند، در فضای پژواک خود صدای دیگری را نمی شنوند، ولی این بدان معنا نیست که صدای دیگری وجود ندارد، معنایش آن نیست که گزینش دیگری وجود ندارد.

مردم مشهد در چنین شرایط خاصی تصمیم گرفتند وارد انتخابات شوند و صدای خودشان را به صورت رسا به گوش دیگران برسانند و گزینش خودشان را اعلام بکنند و از این روزنه عبور نمایند آنها از این مجال و روزنه به خوبی استفاده کردند و نشان دادند نبض اکثریت مردم مشهد چگونه می تپد و گزینش آنها چگونه انتخابی هست. خبر انتخابات ما در هیچ جایی در سراسر کشور به رسایی و گویایی مشهد نبود.

**

استعفای اخیر آقای ناطق نوری را چگونه ارزیابی می کنید و آینده نگری هایی که راجع به آینده ایشان می شود را تا چه اندازه منطبق بر واقعیت می دانید؟

نمی دانم که آیا آن حرف و حدیثی که راجع به جانشینی ایشان به جای مرحوم ها شمی می شود، صحیح است یا نیست. ولی می دانم که ایشان دل آشوب های دیگری دارد، دل آشوب های فکری و اندیشگی های او در این است تا او بتواند در فضای تربیت نیروی فکری و دینی و روحانی حرکت هایی داشته باشد، طبیعتا این دل مشغولی ها می تواند آنقدر جهت او جذابیت داشته باشد تا وی را به آن سمت بکشاند. همچنین وی از فضای مرسوم و معروفی که در سطح جامعه می گذرد ملول است و این دل خستگی ها باعث می شود که او فضای زندگی خودش را عوض کردن دهد. هر چند این عنوان هم مطرح است که شاید ایشان به علت شرایط و طلب جامعه باز مسئولیتی را در فضای متفاوت دیگری بگیرد. به هر حال ما در هر شرایطی جهت موفقیت ایشان دعا می کنیم.

اخبار سیاسی – آفتاب یزد

واژه های کلیدی: انتخابات | اصلاح طلب | سال آینده | حسن روحانی | اصلاح طلبان | دولت روحانی | رقیب روحانی | انتخابات مجلس | انتخابات ریاست جمهوری


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs